منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
هدیه برای سلامتی و فرج امام زمان(عج)







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان : [عبدالحسین میهن پرست]
  • تعداد کل مطالب :
  • .

    روزشمار محرم عاشورا
    مراجع تقلید

     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    خامنه ای
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    تبریزی
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    بهجت
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    همدانی

    صافی
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    مکارم شیرازی
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    لنکرانی
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    سیستانی
     آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی )
    خراسانی
     آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی )
    آملی
     آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

    جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید
    رب الکریم
    روزشمار فاطمیه روزشمار فاطمیه

    دعای فرج
    دعای عظم البلا ساعت فلش مذهبی ذکر روزهای هفته
درباره

جستجو
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
دعای عظم البلا

ابر برچسب ها


 
پنج درس آموزنده ارزشمند:

شخصى به نام مرازم گوید:
روزى جهت زیارت و ملاقات امام موسى كاظم علیه السلام به سوى مدینه طیّبه حركت كردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم ، در این میان چشمم به زنى افتاد كه مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار كنم ؛ ولى او نپذیرفت كه با من ازدواج نماید.
سپس به دنبال كار خویش رفتم ؛ و چون شب فرا رسید به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب كردم ، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سریع دست خود را بر سینه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد.
فرداى آن شب ، چون بر مولایم امام كاظم علیه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى مرازم ! كسى كه در خلوت خلافى مرتكب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شیعه و دوست ما نیست .
2
در روایات آمده است بر این كه شخصى به نام امیّة بن علىّ قیسى به همراه دوستش حمّاد بن عیسى بر حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم علیه السلام وارد شد تا براى مسافرت ، از حضرتش خداحافظى نمایند.
امیّه گوید: همین كه به محضر مبارك آن حضرت رسیدیم ، بدون آن كه سخنى گفته باشیم ، امام علیه السلام فرمود: مسافرت خود را به تاءخیر بیندازید و فردا حركت كنید.
وقتى از منزل آن حضرت بیرون آمدیم ، حمّاد گفت : من حتما همین امروز مى روم ؛ ولى من گفتم : چون حضرت فرموده است كه نروید، من مخالفت دستور امام خود را نمى كنم .
سپس حمّاد حركت كرد و رفت و چون از شهر مدینه خارج گردید، باران شدیدى بارید و سیلاب عظیمى به راه افتاد و حمّاد در سیلاب غرق شد و مُرد؛ و در همان محلّ به نام سیّاله دفن گردید.
3
روزى حضرت موسى بن جعفر علیه السلام ، یكى از خادمان خود را به بازار فرستاد تا برایش تخم مرغ خریدارى نماید.
غلام بعد از خرید، با یكى دو عدد از آن تخم مرغ ها با بعضى از افراد قماربازى كرد؛ و سپس آن ها را براى حضرت آورد.
بعد از آن كه تخم مرغ ها پخته شد و امام علیه السلام مقدارى از آن ها را تناول نمود، یكى از غلامان گفت : با بعضى از آن ها قماربازى و برد و باخت شده است .
حضرت با شنیدن این سخن ، فوراً طشتى را درخواست نمود و آنچه خورده بود، در آن استفراغ كرد..
4
روزى هارون الرّشید طبقى از سرگین الاغ تهیّه كرد و سرپوشى بر آن نهاد؛ و آن را توسّط یكى از افراد مورد اطمینان خود براى حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم علیهما السلام فرستاد با این گمان كه حضرت را مورد تحقیر و توهین قرار دهد.
هنگامى كه آن شخص طبق را نزد حضرت آورد و سرپوش را برداشت ، دید خرماهاى تازه و گوارائى در آن قرار دارد.
پس ، حضرت تعدادى از آن رطب ها را تناول نمود و سپس چند دانه به كسى كه طبق را آورده بود، داد و او نیز آن ها را خورد، بعد از آن باقى مانده آن ها را براى هارون فرستاد.
وقتى ماءمور، طبق را نزد هارون آورد و جریان را تعریف كرد، هارون یكى از آن خرماها را برداشت و چون در دهان خود نهاد، تبدیل به سرگین الاغ گشت .
5
یونس بن عبدالرّحمان - كه یكى از یاران صدیق و از وكلاى امام صادق ، امام كاظم و امام رضا علیهم السلام بود - روزى به مجلس پُر فیض حضرت ابوالحسن ، امام موسى بن جعفر علیهما السلام وارد شد.
امام علیه السلام پس از مذاكراتى ، ضمن موعظه هائى گوناگون به او فرمود: اى یونس ! با مردم مدارا كن ؛ و هركسى را به اندازه معرفت و شعورش با وى صحبت كن .
یونس اظهار داشت : اى مولایم ! مردم مرا به عنوان بى دین و زندیق خطاب مى كنند.
امام علیه السلام فرمود: گفتار مردم نباید در روحیّه و افكار تو تاءثیر بگذارد، چنانچه در دستان تو جواهرات باشد و مردم بگویند كه سنگ ریزه است ؛ و یا آن كه در دست هایت سنگ ریزه باشد و بگویند كه جواهرات در دست دارد، این گفتار هیچ گونه سود و یا زیانى براى تو نخواهد داشت

منبع: http://www.aviny.com


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic