منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
هدیه برای سلامتی و فرج امام زمان(عج)







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان : [عبدالحسین میهن پرست]
  • تعداد کل مطالب :
  • .

    روزشمار محرم عاشورا
    مراجع تقلید

     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    خامنه ای
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    تبریزی
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    بهجت
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    همدانی

    صافی
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    مکارم شیرازی
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    لنکرانی
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    سیستانی
     آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی )
    خراسانی
     آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی )
    آملی
     آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

    جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید
    رب الکریم
    روزشمار فاطمیه روزشمار فاطمیه

    دعای فرج
    دعای عظم البلا ساعت فلش مذهبی ذکر روزهای هفته
درباره

جستجو
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
دعای عظم البلا

ابر برچسب ها


از سخنان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه:

(در اینکه زبان به خودی خود گویا نیست، بلکه ابزار گویایی است و وَصف مردم زمان خود و آینده؛ روزی امیر المؤمنین علی(ع) به خواهر زاده ی خویش جعدة ابن هبیرة مخزومّی فرمود برای مردم خطبه بخواند، جعدة چون به منبر رفت نتوانست سخن بگوید، پس حضرت بر خواست به منبر رفت و خطبه ی مفصّله ای بیان فرمود که جمله ای از آن این است):

1- آگاه باشید زبان پاره ای از انسان است که گفتار با آن همراهی نکند هر گاه شخص ناتوان باشد گویا نگردد،( یعنی چون کسی را توانائی سخن گفتن نباشد گفتار بر زبان او نیاید، مانند سائر اعضاء چنانکه شخص تا توانائی راه رفتن نداشته باشد پا بخودی خود راه نمی رود) و گفتار زبان را مهلت ندهد هرگاه شخص توانا باشد،

2- و ما(خاندان رسالت) امیران سخن هستیم(سخن در فرمان ماست) و ریشه های آن در ما فرو رفته و شاخه هایش بر ما گسترده شده( هر مطلبی را می توانیم در موقع مقتضی با منتهی درجه ی فصاحت و بلاغت و جامعیت بیان کنیم) 3- و خدا شما را بیامرزد؛ بدانید شما در زمانی زندگی می کنید که در آن گویای بحق اندک و زبان از راستگوئی کند و حق بر خوار است؛ 4- مردم بر نافرمانی( خدا و رسول) آماده شده اند، بر مُماشات و سازگاری با هم( برای پیروی از خواهشهای نفس) یار شده همراه گشته اند؛ جوانشان بد خو، و پیرشان گناهکار؛ و داناشان دورو؛ و سخرانانشان چاپلوس؛ کوچکشان به بزرگشان احترام نمی نهد؛ و توانگرشان از بینواشان دستگیری ننماید.

 

از سخنان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه:

ذِعلب یمانی از احمد ابن قتیبه از عبدالله ابن یزید از مالک ابن دِحیَه روایت کرده که او گفت: ما نزد امیرالمؤمنین علی(ع) بودیم که سخن از خلافت مردم( نیکی و بدی اندام و اخلاق و رفتارشان) پیش آمد، آن بزرگوار فرمود:

1- مبدأ تینتها و سرشتشان بین آنها جدایی انداخته( سبب اختلاف آنان گوناگون بودن عناصر بوده که از آنها بوجود آمده و آفریده شده اند) و این برای آن است که ایشان قطعه و تکّه ای بودند از زمین شور و شیرین و خاک درشت و نرم( خلاصه گوناگون بودنشان بر اثر نطفه های ترکیب شده است از غذاهائی که در جاهای مختلف روئیده) پس ایشان به اندازه ی نزدیک بودن زمین شان( جای روئیدن غذائی که نطفه ی آنها از آن ترکیب شده) با هم نزدیک( و همخو) هستند؛ و بقدر اختلاف و جدائی آن زمین( در اوصاف) با هم فرق دارند.2- پس بنابراین گاهی می شود که نیکو منظر کم عقل؛ و بلند قد کوتاه همت و نیکو کردار زشت رو و کوتاه قامت دو رو اندیش و نیکو طبیعت خصلت بد بر خود بسته، و حیران و سر گشته دل پراکنده و پریشان عقل و خوش زبان تیزدل(دانا و بینا) است.

 

 

از خطبه های حضرت علی(ع) در نهج البلاغه:

(در پرهیز کاری و مرگ و فریفته نشدن به دنیا):

پرهیز کاری و ترس از خدا کلید هدایت رستگاری (دنیا و آخرت) و اندوخته برای روز قیامت و سبب آزادی از هر بندگی ( شهوتها و خواهشهای نفس) و رهایی از هر تباهی است، با تقوی حاجت درخواست کننده را روا می گردد، و گریزان(از عذاب و سختی) رهائی می یابد، و عطاها و بخششهای بسیار ( از جانب حقّ تعالی) در یافت می شود،2- پس کار کنید (برای سفر آخرت توشه بردارید) در این حالی که عمل بالا می رود(قبول می گردد) و توبه و باز گشت(از گناه) سود می بخشد؛ و دعا شنیده می شود( درخواست می پذیرند) و زمان آرامش است (اظطراب و نگرانی مرگ در بین نیست) و قلمها ی( نویسندگان اعمال نیک و بد) بکار است (نه مانند بعد از مردن از نوشتن باز مانند.)3- و به عبادات و طاعات بشتابید در برابر عمری که از جوانی به پیری و از توانائی به ناتوانی تغییر می پذیرد، یا بیماری و دردی که از کار باز دارد، یا مرگی که زندگانی را برباید، زیرا مرگ لذت و خوشیهای شما را نابود ساخته خواهش هاتان را از بین می برد، و اندیشه هاتان را دور می سازد، ملاقات کننده ایست که او را دوست نمی دارد، و مبارزی است که (هر چند دلیر و توانا باشی شکست نمی خورد، و کینه جویی است که باز خواست نمی شود. 4- دامهای آن شما را گرفته، و اندوهها و تباههایش شما را احاطه نموده، و پیکانهای تیرهایش شما را آماج قرار داده، و غلبه و توانائی آن در بین شما با اهمیت است، و ستمش بر شما پی در پی می رسد، و کم ممکن است ضرب شمشیرش از شما خطا برود، پس نزدیک است تاریکی سایه هایش و زبانه کشیدن دردهایش و تیرگی بیهوشیهای سختیهایش و درد جان گرفتنش و بد مزگی چشیدنش شما را در یابد، و چون مرگ خواهی نخواهی هر کس را در خواهد یافت. 5- مانند آن است که ناگهان نزد شما آمده و راز گویان شما را خاموش ساخته، و مشاوریانتان را متفرق نمود، و آثار و نشانه هاتان را نابود، و شهرهاتان را بی صاحب کرده، و وراثتان را بر انگیخته که ارثتان را قسمت کنند بین خویشاوندان خاصی که در آن هنگام به تو سود نداشته، و خویشاوند اندوهگیینی که جلو مرگ را از تو نگرفته،و بین خرسند شونده ای که از مرگ تو اندوهناک نگشته. 6- پس بر شما با سعی و کوشش بطاعت و بندگی و آماده بودن و توشه بر داشتن برای سفر آخرت در جای توشه گرفتن، و زندگی دنیا شما را فریب ندهد چنانکه پیشینیان شما را گذشتند و رفتند فریب داد، آنان که شیر آن را دوشیدند بهره بسیار بردند و فریب آنرا خوردند( لذّت و خوشی آن را از حساب و داد رسی روز رستخیز غافل نمود) و شماره ی آنرا از بین بردند( روزهایش را به بی خبری بسر رساندند) و تازه ی آن را کهنه کردند( جوانی را به پیری رساندند.) 7- خانه هاشان گورها و دارائیشان میراث دیگران گردید و هر که بر سر گورشان آید نمی شناسند، و به کسی که برایشان بگرید اهمیّت نمی دهند، و به کسی که آنها را بخواهد پاسخ نمی دهند. 8- پس از دنیا بپرهیزید که بسیار مکر کننده و فریب دهنده و بازی دهنده است، بخشنده ای است پس گیرنده، و پوشاننده ای است کَنَنده( اگر چند روزی به کسی را آورده کالائی به او ارزانی دارد بزودی به او پشت کرده از او پس می گیرد) آسایش آن همگی نیست، و رنج آن بسر نمی رسد، و بلا و درد آن آرام نمی گیرد( پس خردمند به چنین دنیائی دل نبسته تا ممکن است رضاء و خوشنودی خدا و رسول را به دست می آورد.)

 

قسمتی از این خطبه در وصف پارسیان: 

پارسیان گروهی هستند (در ظاهر) از اهل دنیا که (در باطن) اهل آن نیستند، پس در دنیا می باشند مانند کسی که اهل آن نیست( چون دل بر آن نبسته آنرا سرای عاریت پنداشته اند) عمل آنها در آن چیزی است که بعد از مرگ می بینند، و بدفع عذاب که از آن می ترسند می شتابند( اگر چه با اهل دنیا همنشینند ولی در حقیقت) بدنهاشان بین اهل آخرت در گردش است( سر و کارشان به آنها است) اهل دنیا را می بینند که به مرگ جسدشان اهمیت می دهند، و ایشان به مرگ دلهای زنده ی خود بیشتر اهمیت می دهند( می بینیم مردم دل باقی را رها کرده بتن فانی چسبیده اند ولی اندیشه ی آنان این است که چاره ی مرگ دل چه بوده . چه باید بکنند.)

 

جمل نقل کرده است:

1-پیغمبر اکرم آنچه را که مأمور شده بود بیان فرموده، پیغامهای(احکام) پروردگارش را به مردم رسانید.2-

پس خداوند بوسیله ی او از هم گسیخته را منظّم گردانیده، پراکنده را گرد آورد، و بین خویشاوندان پس از دشمنی افروخته در سینه ها و کینه های آتش زننده ی دلها آمیزش و یگانگی بر قرار فرمود.

 

امام(ع) درر باره ی روزگار فرموده است:

1-روزگار بدنها را فرسوده می سازد(پیر می نماید) و با کمی آسایش آرزو هارا تازه و نو می کند، و با گردش خود مرگ را نزدیک می گرداند، و با نزدیک شدن مرگ آرزوها را دور می سازد. 2- هر که به روزگهر فیروزی یافت کالای آن را بدست آورد و برای نگاهداری و افزودنیش برنج افتاد، و هر که آن را نیافت بر اثر نداشتن بسختی گرفتار شد خلاصه روزگار برای ناکام یا کامیاب سرای رنج و آزار است، پس خردمند به آن دل نبندد و فریب نخورد.

«گردآورنده:عبدالحسین میهن پرست»

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic