منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
هدیه برای سلامتی و فرج امام زمان(عج)







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان : [عبدالحسین میهن پرست]
  • تعداد کل مطالب :
  • .

    روزشمار محرم عاشورا
    مراجع تقلید

     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    خامنه ای
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    تبریزی
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    بهجت
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    همدانی

    صافی
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    مکارم شیرازی
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    لنکرانی
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    سیستانی
     آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی )
    خراسانی
     آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی )
    آملی
     آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

    جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید
    رب الکریم
    روزشمار فاطمیه روزشمار فاطمیه

    دعای فرج
    دعای عظم البلا ساعت فلش مذهبی ذکر روزهای هفته
درباره

جستجو
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
دعای عظم البلا

ابر برچسب ها



    آپلود عکس

درد دل امام زمان(عج)

 

چرا برای من به جمکران نیامده اند

در چند کتاب، ملاقاتی از بانویی محترمه نقل کرده اند که در مسجد مقدّس جمکران خدمت حضرت ولی عصر(ج) رسیده است، ایشان می گوید:شب جمعه ای که به مسجد جمکران آمده بودم با دیدن جمعیت بسیار زیاد زائرانی که به مسجد مقدّس مشرف شده بودند بسیار خوشحال شده و خدا را شکر نمودم و با خود می گفتم خدا را شکر، الحمدولله مردم اطراف مولایمحضرت حجة بن الحسن(ع) جمع شده اند و به آن حضرت اظهار علاقه می کنند، با این خوشحالی وارد مسجد شدم و اعمال مسجد را انجام دادم و زیارت آل یاسین را خواندم و مقداری با امام زمان(ع) درد دل کردم: آقا خیلی خوشحالم که مردم زیاد به شما علاقه پیدا کرده اند و شبها جمعیت زیادی دور مسجد جمع می شوند و به شما اظهار علاقه می کنند.

سپس از مسجد بیرون آمدم و غذذای مختصری از همان غذای مسجد خوردم و برای استراحت به یکی از حجره های مسجد رفتم. در آن حال امام زمان(ارواحنا فداه) را ملاقات نمودم که به مسجد مقدّس جمکرا ن تشریف آوردند و در میان مردم راه می رفتند ولی کسی به آن توجهی نمی کرد. من  از اطاقم بیرون دویدم و سلام کردم، آقا با کمال ملاطفت جواب فرمودند. به حضرت عرض کردم: آقاجان قربان خاک پای شما گردم، من خیلی خوشحالم که به لطف خدا مردم به شما علاقه و محبت زیادی پیدا کرده اند و این همه جمعیت برای شما به اینجا آمده اند.

آن حضرت آهی کشیدند و فرمودند همهٔ اینها برای من به اینجا نیامده اند، بیا باهم برویم از آنها سؤال کنیم که چرا به اینجا آمده اند. آن حضرت از یک یک مردم سؤال می فرمودند شما چرا به اینجا آمده اید؟ یکی می گفت: آقا مریضی دارم که دکترها جوابش کرده اند، دیگری می گفت: مستأجرم، آمده ام تا از حضرت بخواهم که خانه ای به من عطا کند، سومی بدهکار بودم، چهارمی از شوهرش می نالید و به هر حال هر کسی حاجتی داشت که به خاطر آن حاجت به مسجد آمده بود.

آنگاه حضرت فرمودند: دیدی، اینها برای من به اینجا نیامده اند، اینها تازه افراد خوب این جمعیت هستند که به من اعتقاد دارند و حاجتشان را از من می خواهند و مرا واسطه، فیض میدانند و اگر از اینها بگذریم جمع زیادی هستند که تنها برای تفریح به اینجا آمده اند، حتی بعضی ها به وجود من یقین ندارند!

سپس در همان حال دیدم که یک نفر در قسمتی از مسجد نشسته و حس کردم که او از روی محبت به امام زمان (ع) به مسجد جمکران آمده است، حضرت فرمودند بیا تا با هم احوال او را هم بپرسیم.

در خدمت آقا نزد آن سید معمم رفتیم، او زانوهایش را در بغل گرفته بود و در گوشه ای نشسته بود و چشمش به اطراف می گردید، دنبال گمشده اش می گشت، وقتی چشمش به آقا افتاد از جا پرید، خود را به دست و پای امام زمان(ع) انداخت و گفت: پدر و مادرم و جانم به قربانت یا صاحب الزمان، آقاجان کجا بودید که به انتظارتان نزدیک بود قلب تهی کنم. حضرت دست او را گرفتند و او به دست آن حضرت بوسه می زد و گریه می کرد. آقا از او سؤال کردند که شما چرا به اینجا آمدید، او چیزی نگفت و بر شدّت گریه اش افزود، حضرت دوباره سؤالشان را تکرار کردند. او گفت آقا من کی از شما وصل شما را خواسنه ام؟ من شما را می خواهم، بهشتم شمایید! من یک لحظه ملاقات شما را به ما سوی الله نمی دهم.

«جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم

                                 این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد»

آقا رو به من کرد و فرمودند: مثل این شخص که فقط برای من به اینجا آمده باشند، چند نفری بیشتر نیستند که آنها هم به مقصد می رسند.

البته توضیح این مطلب لازم است که ما هر چه نیاز داشته باشیم و هر درد و مرض و گرفتاری داشته باشیم می توانیم به امام زمان(ع) بگوییم و از آن حضرت یاری بخواهیم و این اشکالی ندارد، اما اینکه خود آن حضرت و تنهیی و مظلومیتش را فراموش کنیم خیلی زشت است. علاوه بر آن ما باید یقین کنیم که اگر برای فرج امام زمان(ع) دعا کنیم در حقیقت یک دعای کاملی است که همهٔ دعا ها را در بر می گیرد، زیرا با ظهور امام زمان(ع) همهٔ دردها دوا می شود، حاجتها روا می گردد، مشکلات، فقر و بی چارگی و تمام گرفتاریها بر طرف می شود، بنابر این باید همیشه و در همه حال اولی و آخرین حاجت قلبی و نیاز حقیقی ما، در خواست فرج امام زمان(ع) و رسیدن به مقان انس با آن حضرت باشیم.

 

(درد دل امام زمان (عج) – ابولفضل سبزی- ص 43)

«تهیه و تنظیم: عبدالحسین میهن پرست»

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو