منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
هدیه برای سلامتی و فرج امام زمان(عج)







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان : [عبدالحسین میهن پرست]
  • تعداد کل مطالب :
  • .

    روزشمار محرم عاشورا
    مراجع تقلید

     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    خامنه ای
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    تبریزی
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    بهجت
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    همدانی

    صافی
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    مکارم شیرازی
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    لنکرانی
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    سیستانی
     آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی )
    خراسانی
     آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی )
    آملی
     آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

    جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید
    رب الکریم
    روزشمار فاطمیه روزشمار فاطمیه

    دعای فرج
    دعای عظم البلا ساعت فلش مذهبی ذکر روزهای هفته
درباره

جستجو
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
دعای عظم البلا

ابر برچسب ها


جایگاه امام حسین(علیه‌السلام) در نزد پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله)

«حاکم نیشابوری» از «عبید الله بن ابى رافع» از پدرش روایت كرد: پس از آن‌كه امام حسین(علیه‌السلام) از فاطمه(سلامالله‌علیها) متولد شد، رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) در گوش آن حضرت اذان گفت.[1] هم‌چنین ا از امیرالمومنین(علیه‌السلام)روایت مى‌‏كند كه رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) برای حسین(علیه‌السلام) گوسفندى عقیقه كرد و به فاطمه(سلامالله‌علیها) فرمود كه سر او را بتراشد و به وزن موى او مبلغى صدقه بدهد. هنگامىكه موى سر او را وزن كردیم یك درهم بود.[2]

از رسول خدا (صلى‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: كدام‌یك از خاندان‌تان نزد شما محبوب‌تر است؟
فرمود: «حسنین». و به حضرت فاطمه(سلامالله‌علیها) مى‌‏فرمود: «دو فرزند دل‌بند من‌را پسش من بیاور و چون آن دو به حضورش مى‏‌رفتند، آنان ‌را به سینه خود می‌چسباند و مى‌‏بویید».[3]

«ابو هریره» نیز روایت مى‏‌گوید: «رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «كسى كه حسن و حسین را دوست بدارد، من‌را دوست داشته است و كسى كه آن‌ها را دشمن بدارد، من‌را دشمن داشته است».[4]

«ابن حجر عسقلانی» از «ابو هریره» نقل می‌کند: گواهى مى‌‏دهم در یكى از اوقات، همراه رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) حركت مى‌‏كردیم كه ناگهان صداى حسنین را شنید كه گریه می‌کردند. پیغمبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله)با سرعت به سوى آن‌ها شتافت و از زهرا(سلامالله‌علیها) پرسید: چرا این دو فرزندم گریه می‌کنند؟
فاطمه(سلامالله‌علیها) پاسخ داد: از شدّت تشنگى، رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) به سراغ مشك كهنه‌‏اى كه با آب آن وضو مى‏‌گرفت رفت، ولى آن روز آب بسیار كم بود.
رسول خدا (صلى‌الله‌علیه‌وآله) صدا زد: آیا كسى از شما آب همراه دارد؟ همراه هیچ‌كس قطره‏‌اى آب نبود، آن‌گاه خطاب به فاطمه(سلامالله‌علیها) فرمود: «یكى از آن دو فرزند را به من بده». فاطمه(سلامالله‌علیها) نیز یكى از آن‌ها را از زیر چادرش بیرون آورد و حضرت او را در حالیكه‏ مى‌‏گریست به سینه چسبانید و زبان مباركش را در میان دهان او فرو برد او زبان مبارك رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) را مى‌‏مكید تا سیراب شد و از گریه باز ایستاد و همین رفتار را با فرزند دیگرش هم انجام داد.[5]

«ترمزی» نیز به دو سند، از «ابو سعید خدرى» روایت مى‏‌كند كه رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرموده است: «حسن و حسین هر دو سرور جوانان بهشت‌‏اند».[6]

بنابراین امام حسین(علیه‌السلام) از جایگاه وجودی بسیار والایی نزد خداوند متعال و رسول گرامی‌ش برخوردار است و میزان و شدت قرابت و نزدیکی او به  رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) به قدری بالاست که محور حق و باطل گشته و تمام کسانی که زمینه‌های جنگ با حضرت را ایجاد کرده و پایه‌گذار شهادت آن حضرت بودند و در مقابل ایشان ایستادند، مبغوض خداوند و دشمن خدا و رسولش می‌باشند.

 

________________________________________
پی‌نوشت
[1].
مستدرك حاكم، ج3، ص 179.
[2].
همان ج3،ص179.
[3].
صحیح ترمذى،ج 2، ص306؛ فیض القدیر، ج 1،ص 148؛ ذخائر ص122؛ كنوز الحقایق ص 5.
[4].
مسند امام احمد حنبل، ج5 369؛ كنز العمال,ج 6، ج221؛ سنن بیهقى، 2،ص263.
[5].
تهذیب التهذیب, ج2،ص298.
[6].
صحیح ترمذى، ج2، ص306.

مرجع علمی بعد از پیامبر کیست؟

اولین اختلاف بزرگی که بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله) بین مسلمانان بروز کرد، اختلاف در مسأله امامت و خلافت بود، که امّت اسلامی را به دو دسته کرد. مسأله خلافت و جانشینی پیامبر، فقط یک واقعه تاریخی نیست، بلکه اثر آن تا امروز باقی است و بعد از این باقی خواهد ماند

بحث برسر این مسأله است که مرجع علمی مسلمانان بعد از رحلت پیامبر، در مسائل و مشکلات علمی آنها کیست؟ و اینکه آیا پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شخص یا طایفه‌ای را به این مقام منصوب کرد یا خیر؟ و مسلمانان را که با خون دل و زحمات بی‌شمار به این جا رسانده بود، به حال خود رها کرد و به خودشان وا گذاشت یا نه؟

شیعه مدعی است که سنّت نبوی و احادیث پیامبر بر مرجعیت اهل بیت در زمینه عقاید و مسائل دینی و علمی تأکید کرده است و از واضح‌ترین این احادیث، حدیث ثقلین است که نزد شیعه و سنّی متواتر بوده و هیچ کس در صحت آن شکّی ندارد مگر اشخاص جاهل یا معاند. این حدیث به طرق متعدد از بیست و چند صحابی روایت شده است.

صاحبان صحاح و مسانید از پیامبر اکرم نقل کردند که فرمود: «ای مردم! همانا چیزی در میان شما باقی می‌گذارم که اگر به آن تمسک کنید هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا و عترت خود یعنی اهل بیتم»[1]

با تأمل و دقت در این حدیث، چندین مطلب فهمیده می‌شود:

الف) این حدیث، عصمت عترت طاهره را آشکار می‌کند، زیرا اگر عترت از خلاف و اشتباه، معصوم نباشند، چگونه است که تمسک کننده به آنها گمراه نمی‌شود؟

ب) این حدیث، گویای این مطلب است که راهیابی به قرآن و دسترسی به معارف و اسرار آن، نیازمند معلّم دانایی است که در فهم حقایق و تبین معارف آن، خطا نکند و چنین معلّمی کسی نیست جز عترت طاهره که پیامبر آنها را قرین و همنشین قرآن معرفی کرده است.
این اهل‌بیت و عترت پیامبر هستند که مرجع علمی و محل رجوع مردم به جهت هدایت یافتن و گمراه نشدن می‌باشند و اگر کسی بگوید که پیامبر، جانشین تعیین نکرد، خودِ این حرف، توهین و افترایست که به آن حضرت نسبت داده می‌شود؛ چرا که هر فرد عادی هم می‌داند که در صورت مسؤلیت داشتن، باید در نبود خود، کسی را جای خود بگمارد تا به امور رسیدگی کند و از هرج و مرج جلوگیری کند امّا پیامبر نعوذ‌بالله چنین مطلب پیش پا افتاده‌‌ای را نمی‌دانست.

حال سوال این است که آیا تقدیم مفضول بر فاضل، جاهل بر عالم و نادان بر دانا حماقت و جهالت نیست؟ و چرا اهل بیت که به اقرار همه و تاریخ در تمام زمینه‌ها سرآمد همه بودند کنار گذاشته شدند؟

--------------------------------
پی‌نوشت:
1. صحیح مسلم:7/122؛ سنن ترمزی:2/307؛ مسند احمد:3/17

. رسول خدا، آموزگار عبودیت و بندگی

رهروان ولایت ـ اسلام دین توحید و پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) رسول راستین یکتاپرستی است. عبودیت و بندگی خداوند متعال به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین اصول دعوت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) باید مورد توجه جدی مسلمانان قرار گیرد تا همه در مسیر درست بندگی قرار گیرند. این نوشتار بر آن است تا به گوشه‌هایی از سیره‌ی حضرت در عبادت و حالات معنوی بپردازد، باشد که الهام‌بخش رفتار و الگوی زندگی ما گردد.

محو در عبادت
اخلاص و حضور قلب، مغز عبادت و روح نماز است. بندگان وارستۀ خدا عاشقانه عبادت می‌کنند و پرستش خدا و نجوا با محبوب در نظرشان ارجمندتر و عزیزتر از هر چیز دیگر است. در احوالات پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نقل شده که چون به نماز می‌ایستاد از خوف خداوند رنگ از چهره‌‌ی مبارکش می‌پرید.[1] با فرا رسیده زمان نماز، تمام توجهش به خداوند متعال معطوف می‌شد و هیچ چیزی در این هنگام مورد توجه حضرت قرار نمی‌گرفت. در این باره «عایشه» همسر پیامبر می‌گوید: «رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در برخی ایام با ما مشغول صحبت و گفتگو بود، چون وقت نماز می‌رسید چنان حالش دگرگون می‌شد که گویا نه او ما را می‌شناخته و نه ما او را می‌شناسیم».[2]

شوق به نیایش
عارفان، مشتاق زمزمه و گفتگو با محبوب‌اند. چه کسی از پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)  عارف‌تر و عاشق‌تر به پروردگار بود؟ نشانه‌ی این اشتیاق، چشم دوختن به وقت نماز و حالت انتظار برای اذان بود.
ایشان بخشی از وقت خود را در خانه اختصاص به عبادت می‌داد.[3] در همه حال، نشستن و برخاستن حضرت همراه با یاد خدا بود.[4] و می‌فرمود: «روشنایی چشم من در نماز و روزه قرار داده شده است».[5]
در ماه‌های رمضان عاشقانه‌تر عبادت می‌کرد. اواخر رمضان می‌فرمود برای او خیمه‌ای در مسجد بزدند، از زنان فاصله می‌گرفت، رختخوابش را جمع می‌کرد و خود را فارغ و خالص برای اعتکاف و عبادت می‌ساخت به ابوذر غفاری می‌فرمود:«‌ای ابوذر! خداوند نماز را محبوب من ساخته است هم‌چنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه قرار داده است، گرسنه هر گاه طعام بخورد سیر می‌شود و تشنه با خوردن آب سیراب می‌گردد، ولی من از نماز سیر نمی‌شوم».[6]

شاکر و سائل
رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) زبانی شاکر داشت، دستانش نیز پیوسته به دعا بلند بود، کمال را هم در همین می‌دید. اگر به مقام «رسالت» رسید چون «عبودیت» داشت و چون «بنده» بود «رسول» شد.
امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «روزی جبرئیل بر حضرت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نازل شد و عرضه داشت:«خداوند متعال سلام می‌رساند و می‌فرماید: این دشت مکّه و بطحا از آنِ توست، اگر بخواهی آن را برایت پر از طلا خواهم کرد. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) سه بار به آسمان نگاه کرد، سپس فرمود:«نه، خدایا! می‌خواهم یک روز سیر باشم تا تو را حمد و شکر کنم، یک روز گرسنه باشم تا از تو درخواست کنم».[7] این نهایت بندگی است تا پیوسته عاکف درگاه حق و معتکف آستان عبودیت خدا باشد.

حق بندگی
عارفان واصل و حقیقی به هر جا که برسند و هر چه مقام و علم و قدرت پیدا کنند، باز هم خود را «عبد» می‌دانند. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نیز مثل بندگان بر زمین می‌نشست، مثل بندگان بر زمین غذا می‌خورد و بر زمین می‌خوابید و می‌دانست که بنده است.
همین ویژگی سبب شد که با آن‌که شخص اول عالم خلقت و رسول برگزیدۀ پروردگار بود بر کسی فخر نمی‌فروخت و تکبر نمی‌ورزید و تواضع خود را از دست نمی‌داد. حتی یک بار مردی خدمت آن حضرت آمد و هنگام سخن گفتن با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) خود را باخت و به لرزه و لکنت زبان افتاد. پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) او را دل‌داری داد و فرمود:«آرام باش و آرام بگیر، من که پادشاه نیستم! من پسر زنی هستم که «قِدْ»(غذایی مثل اشکنه) می‌خورد!»[8]
یعنی خود را عادی و معمولی جلوه می‌داد، تا هیبت او از جاذبه‌اش نکاهد و مردم او را یک حاکم مقتدر نبینند، بلکه او را پدر امت و پیامبری فرستاده شده از سوی خداوند بدانند و راحت با او سخن بگویند و رابطه برقرار کنند و عظمت و شخصیت والای او، مانع ارتباط و انس مردم با وی نگردد.

ذکر دائم
حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پیوسته به یاد خدا بود، هم در دل و هم در زبان، هنگام خوابیدن، هنگام بیدار شدن از خواب، هنگام آمادگی برای نماز شب در رخت‌خواب، سر سفره، بعد از غذا، هنگام سفر و ... . در همه حالات، دعا می‌خواند و خدا را یاد می‌کرد. هنگام دعا مانند مسکینی که غذا می‌خواهد متضرّعانه به درگاه خدا دست بلند می‌کرد. روزی هفتاد بار می‌گفت «اَستَغفِرُاللّه» با آن‌که معصوم بود و گناهی از او سر نمی‌زد. هنگام خواب به توصیۀ جبرئیل امین «آیة الکرسی» می‌خواند.[9] این، نشانه‌ی راه و رسم بندگی و عبودیت و توجه کامل و پیوسته به «معبود» است تا امت او، این گونه «ادب عبودیت» را بیاموزند.

 

-------------------------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. سنن النبى، علامه طباطبایى، كتاب فروشى اسلامیه، تهران، ص٢۵١.
[2]. «كانَ رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله یُحدِّثنا و نُحَدِّثُهُ فَاِذا حَضَرَتِ الصّلاةُ فكأنَّهُ لَمْ یَعرِفْنا و لم نَعرِفهُ»، همان.
[3]. المحجّة البیضاء، فیض كاشانى، انتشارات جامعۀ مدرسین، قم، ج4،ص160.
[4]. «وكانَ لایَقومُ ولایَجلِسُ اِلاّ عَلى ذِكراللّه»، همان، ص١٣٠.
[5]. سنن النبى، ص٢۶٨.
[6]. «. . . وَاَنا لااَشْبَعُ مِنَ الصّلاةِ»، سنن النبى، ص٢۶٩.
[7]. «لا یا ربِّ! وَلكنْ اَشبَعُ یوماً فَاَحمَدُكَ وَاَجُوعُ یوماً فَاَسأَلُكَ»، مكارم الاخلاق، طبرسى، ص٢۴.
[8]. «هَوِّنْ عَلَیكَ فَلَستُ بِمَلِكٍ اِنَّما اَنا ابْنُ اِمرأةٍ كانَتْ تأكُلُ القِدَّ»، مكارم الاخلاق، ص١۶.
[9]. مكارم الاخلاق، ص٣٨.

 

خصوصیات زنانی که مورد شفاعت حضرت زهرا قرار می‌گیرند

رهروان ولایت ـ یکی از اعتقادات مورد اتفاق شیعه و اهل سنت، وجود شفاعت در روز قیامت است؛ به اعتقاد شیعه یکی از افرادی که مقام شفاعت را دارد و عده زیادی با شفاعت او به بهشت برین می‌روند، وجود نازنین حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) است؛ در حدیثی نورانی از رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حضرت به این مساله اشاره کرده و بیان کرده‌اند که چه زنانی از امت به شفاعت حضرت نائل می‌شوند، و آن زنان باید چه شرایطی داشته باشند.

در این روایت «ابن عباس» از اصحاب پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌کند: «روزى رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشسته بودند، در نزد آن حضرت، حضرت على، فاطمه، حسن و حسین(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) بودند. در این حال حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: بار پروردگارا تو می‌دانى كه این جماعت، اهل بیت من و گرامى‏‌ترین مردم در نزد من مى‏‌باشند؛ پس تو دوست بدار كسى كه آن‌ها را دوست می‌دارد، و دشمن بدار كسی‌كه ایشان را دشمن می‌دارد، و مهر بورز به كسی‌كه به ایشان مهر می‌ورزد، و کمک کن كسی را كه ایشان را كمك می‌كند، و آنان را از هر گونه رجس و پلیدى پاكیزه و مطهر کن و از هر گناهى محفوظ بدار، و از جانب خودت آن‌ها را به روح القدس موید گردان.

سپس فرمود: اى على، تو امام امت من، و جانشین من پس از من هستى، تو قائد و سپه‌سالار قافله مومنین به سوى بهشت مى‏‌باشى؛ هم‌چنین گویا دخترم فاطمه را می‌بینم، كه در روز رستاخیز سوار بر اسبى از نور است و به پیش مى‏‌آید؛ از طرف راست او هفتاد هزار ملک، از طرف چپ او هفتاد هزار ملک، در مقابل او هفتاد هزار ملک، و در پشت سر او هفتاد هزار ملک حركت مى‏‌كنند، و او زن‌هاى مومن از امت من‌را جلودارى می‌كند و به بهشت می‌برد.
پس هر زنى كه در شبانه روز پنج نماز واجب را به‌جا آورد، و در ماه رمضان روزه بدارد، و حج بیت‌الله الحرام را بگذارد، و زكوة مال خود را بپردازد، و از شوهر خود اطاعت كند، و على را بعد از من به ولایت بپذیرد؛ چنین زنى به شفاعت دخترم فاطمه داخل بهشت مى‏‌شود؛ و فاطمه سیده تمام زن‏‌هاى عالم است.

شخصی سوال پرسید: آیا فاطمه سیده زن‏‌هاى امت خودش است؟ حضرت فرمود: این مطلب براى مریم دختر عمران است(یعنی او تنها سرور زنان امت خویش است)؛ و اما دختر من فاطمه، سیده تمام زن‏‌هاى عالم است از اولین و آخرین.

فاطمه چون در محراب عبادت، به عبادت بایستد هفتاد هزار ملک از ملائكه مقربین، بر او سلام مى‏‌كنند، و به همان ندایى كه ملائكه مریم را به آن ندا كردند، با او صحبت كنند، و بگویند: اى فاطمه، خداوند تو را برگزید و پاكیزه گردانید، و تو را بر زن‏‌هاى عالم برتری داد.

سپس حضرت به على رو كرد و فرمودند: اى على، فاطمه پاره تن من است، او نور دیده من و میوه دل من است؛ ناراحت می‌كند من را آن‌چه او را ناراحت كند، و شاد می‌گرداند من را آن‌چه او را شاد گرداند؛ او اولین كسى است از اهل بیت من که به من ملحق می‌شود، پس با او بعد از من به نیكى رفتار كن.

اما حسن و حسین(علیهماالسلام) دو پسر و دو گل من هستند، و سرور جوانان اهل بهشت؛ پس باید تو همان‌طوری‌كه چشم و گوش خود را گرامى می‌دارى، آنان را نیز گرامى بدارى، و پس از این حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دست خود را به سوى آسمان بلند کرد و عرضه داشت: بار پروردگارا، من تو را گواه می‌گیرم، كه من دوست‌دار كسى هستم كه آن‌ها را دوست بدارد، مُبْغِض كسى هستم كه نسبت به آنان بغض بورزد، سلامتم با كسی‌كه با آنان به سلامت رفتار كند، در جنگم با كسی‌كه با آنان جنگ كند، و دشمنم با كسی‌كه با آن‌ها دشمنى كند، ولی کسی هستم كه ولایت آنان را بپذیرد».

----------------------

پی‌نوشت:

[1]. امالی شیخ صدوق، ص 486.

 

روز قیامت همه خلایق محتاج شفاعت او هستند

 

رهروان ولایت ـ طبق احادیثی که در باب شفاعت از شیعه و اهل سنت وارد شده، می‌توان گفت: همه مردم و همه مومنان، بلکه همه پیغمبران الهی به شفاعت حضرت محمد مصطفی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و توسل به آن حضرت نیاز دارند، از آدم و نوح و إبراهیم و موسى و عیسى(علیهم‌السلام) گرفته تا بقیه پیامبران الهی؛ چه در دنیا و چه در آخرت. و از آیات و روایات استفاده می‌شود كه آن حضرت داراى درجه‌اى از قرب و منزلت است كه جمیع خلایق حتى انبیاء و اولیاء در سیر و سلوك إلى الله و رفع موانع و مشكلات طریق، و در شفاعت دنیوى و اخروى، و تكوینى و تشریعى به حضرت نیازمند هستند.

در این رابطه در منابع اهل سنت نیز روایات متعددی وارد شده است که در این‌جا برای رعایت اختصار تنها یک مورد را نقل می‌کنیم؛ حاکم نیشابوری نقل می‌کند: «خداوند در روز قیامت مردم را جمع می‌کند؛ و در آن وقتى كه بهشت را نزدیك می‌كنند، مؤمنین به پا خواسته و بالاتفاق نزد حضرت آدم(علیه‌السلام) رفته و می‌گویند: اى پدر ما، راه بهشت را براى ما باز كن، آدم در پاسخ می‌گوید: مگر چیزى غیر از اشتباه من، شما را از بهشت بیرون كرد؟ من اهلیت این كار را ندارم، به نزد إبراهیم خلیل الله بروید و از او بخواهید.

مؤمنین به نزد ابراهیم می‌آیند، و ابراهیم(علیه‌السلام) به آن‌ها می‌گوید: من صاحب این موقعیت نیستم، من خلیل خدا بودم، به نزد موسى بروید كه خدا با او سخن گفت؛ مؤمنین به نزد موسى(علیه‌السلام) می‌آیند و موسى نیز به آن‌ها می‌گوید: من اهلیت این كار را ندارم به نزد عیسى بروید.

حضرت عیسى(علیه‌السلام) نیز می‌گوید: من اهلیت این كار را ندارم، به نزد محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بروید، آن‌گاه من به پا خواسته و به اذن خداوند متعال بر پل صراط می‌ایستم [و مومنین را شفاعت می‌کنم] در این حال اولین شما از صراط مانند سرعت برق عبور می‌كند».[1]

حتی این مساله در انجیل مسیحیان نیز آمده است:

در انجیل «برنابا» كه متقن‏‌ترین انجیل مسیحیان است [2] علاوه بر آن‌كه در موارد بسیاری به نبوت حضرت محمد مصطفی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بشارت داده است، در دو جاى آن، صریحاً مقام شفاعت آن حضرت در روز قیامت و نیاز جمیع پیامبران و خلایق به شفاعت حضرت را ذكر می‌كند:

1. در فصل 54، یعنى سوره «قیامت» از آیه 7 به بعد که می‌نویسد:
آن‌گاه خداوند متعال [روز قیامت] ابتدا همه پیامبران را زنده کند. * پس همه آنان نزد محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمده و دست رسول الله را ببوسند، و خودشان را قرار دهند در سایه نگه‌بانى او. * سپس خدا باقى پاكان را زنده کند، در این حال آنان فریاد می‌زنند به یاد آر ما را اى محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) * پس بجنبش آید مهربانى در رسول الله از فریاد آنان. * و نظر مى‏‌نماید به آن‌ها براى خلاص ایشان. * سپس خداوند متعال تمام خلایق را زنده كند، آن‌ها بسیار از خدای خویش هراسانند و و فریاد می‌زنند اى پروردگار ما، ما را از رحمت خود دور مکن.‏[3]

2. در فصل 137 این کتاب چنین آمده است:
پس در آن وقت رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عرضه می‌دارد: اى پروردگار من، از میان مومنین هستند افرادی که هفتاد هزار سال در دوزخ هستند، كجاست رحمت تو اى پروردگار من؟ * همانا من به سوى تو دعا و تضرع می‌كنم كه ایشان را از این عقوبات تلخ آزاد کنى. * پس در آن وقت، خداوند متعال چهار فرشته مقرب خود را امر می‌فرماید كه به دوزخ رفته و هر كه بر آیین پیغمبر اوست را بیرون آورده و سوى بهشت راهنمایى كنند. * از فواید آیین رسول الله این است كه هر كس به او ایمان آورده باشد، به بهشت خواهد رفت، بعد از عقوبتى كه از آن سخن گفتم؛ حتى کسانی‌که عمل صالحى هم نكرده باشد، زیرا كه او بر آیین رسول الله مرده است.[4]

در تنیجه: طبق این نقل‌های معتبر، روز قیامت عالی‌ترین مقام و منزلت از آن رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌باشد و تمام خلایق اعم از انبیاء و اولیا و دیگر مردم به شفاعت او محتاج‌اند.

--------------------------------

پی نوشت:

[1]. مستدرك حاكم،  ج 4، ص 588 و 589.
[2]. «انجیل برنابا» در سنه 1709 م. توسط یكى از مستشارهاى پادشاه پروس به نام «كریمر» كه در آمستردام اقامت داشت، كشف شد. اصل این نسخه به زبان و خط ایطالیایى بوده و بسیار كهنه و قدیمى است، و غیر از نسخه ایطالیایى، نسخه اسپانیایى كه از روى آن نوشته شده است و آن نیز بسیار قدیمى است نیز پیدا شده است. نسخه ایطالیایى را به زبان انگلیسى ترجمه كرده‏اند و اسم این انجیل به عبارت انگلیسى چنین است: tsirhC dellaC suseJ fo leP soG eurT یعنى انجیل راست عیسى مسمى به مسیح. و در 15 مارس سنه 1908 میلادى دكتر خلیل سعادت آن را به عربى ترجمه كرده؛ و در ماه ربیع الاوّل سال 1341 هجرى قمرى ترجمه آن از انگلیسى به فارسى توسط مرحوم سردار حیدر قلى كابلى پایان یافت و در 1311 هجرى شمسى مطابق با 1350 هجرى قمرى در چاپخانه سعادت كرمانشاه به چاپ رسید.
چون این انجیل با آیات قرآن درباره بشارت حضرت عیسى به قدوم حضرت محمد(علیهماالصلوه‌والسلام) مطابقت دارد و از بهترین اناجیل است، بر خلاف اناجیل اربعه (لوقا، متى، یوحنا، مرقس) ظهور آن در اروپا و در كلیساهاى انگلستان غوغا و هیاهویى به پا كرد و چون تصدیق به آن مساوق با تصدیق به خاتمیت رسول الله بود، نخواستند آن را بپذیرند و لذا آن‌را رسمى نشمردند. (این مطلب در کتاب معاد شناسى، ج‏9، ص 163. آمده است)
[3]. «انجیل برنابا» ترجمه حیدر قلی‌خان كابلى، از ص 243 تا 245.
[4] همان ص 123 تا 125.

منبع: http://safiran12.mihanblog.com/post/489

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic