منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
هدیه برای سلامتی و فرج امام زمان(عج)







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان : [عبدالحسین میهن پرست]
  • تعداد کل مطالب :
  • .

    روزشمار محرم عاشورا
    مراجع تقلید

     آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
    خامنه ای
     آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
    تبریزی
     آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
    بهجت
     آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
    همدانی

    صافی
     آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
    مکارم شیرازی
     آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
    لنکرانی
     آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
    سیستانی
     آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی )
    خراسانی
     آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی )
    آملی
     آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

    جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید
    رب الکریم
    روزشمار فاطمیه روزشمار فاطمیه

    دعای فرج
    دعای عظم البلا ساعت فلش مذهبی ذکر روزهای هفته
درباره

جستجو
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
دعای عظم البلا

ابر برچسب ها


روز نوزدهم ماه مبارک رمضان

 

اَصْبَغ بن نَباته می گوید: ما بیرون خانهٔ حضرت گریه و ناله  می کردیم که امام حسن(ع) بیرون آمد و فرمود: ای مردمان! امیالمؤمنین فرمان داده که به خانه های خود باز گردید. مردم پراکنده شدند ولی من نرفتم. بار دیگر صدای شیون از خانهٔ آن حضرت شنیدم و من نیز گریه کردم. امام حسن(ع) از خانه بیرون آمد و فرمود که: نگفتم به خانه های خود بروید؟ گفتم: به خدا سوگند یابن رسول الله که جانم یاری نمی کند و پایم قوت رفتن ندارد و تا امیرالمؤمنین را نبینم به جایی نمی توانم بروم. پس بسیار گریه کردم و حضرت امام حسن داخل خانه شد و بعد از اندکی بیرون آمد و مرا به اندرون خانه طلبید. وقتی داخل خانه شدم، دیدم که امیرالمؤمنین را بر بالشها تکیه داده اند و دستمال زردی بر سرش بسته اند و روی مبارکش از بسیاری خونی که از سرش رفته است چنان زرد شده بود که ندانستم دستمال زرد تر بود یا رنگ مبارکش. وقتی مولای خود را بر آن حال مشاهده کردم بی تاب شدم و به پایش افتادم و می بوسیدم و بر چشمان خود می مالیدم و گریه می کردم. حضرت فرمود: ای اصبغ! گریه مکن که من راه بهشت را در پیش دارم. گفتم: فدای تو شوم می دانم که تو بهشت می روی، من بر حال خود و بر جدایی تو گریه می کنم.

امیرالمؤمنین علی(ع) به سبب زهری که در بدن مبارکش جاری شده بود گاهی بی هوش می شد و گاهی به هوش می آمد. وقتی حضرت به هوش آمد امام حسن(ع) کاسه ای از شیر به دست آن حضرت داد، حضرت اندکی میل فرمود و بقیه آن را برای ابن ملجم باقی گذاشت و بار دیگر به امام حسن(ع) سفارش غذا و خوراک و آب آن ملعون را نمود.

 

مـی زند پس، لب او کـاسه شـیر           مـی کند چشـم اشـارت بـه اسـیر

چه اسیری که همان قاتل اوست           تو خدایی مگر ای دشمنْ دوست

در جهانی همه شور و همه شّر           هٰــا عَلِــیُّ  بَشَــرٌ کَـــیْفَ  بَشَــر

کـَـفن ازگــریهٔ غَسّـــال خَــجل            پـــیرهـن از رخ  وصّـال خـجل 

شــبروان مست ولای تو عــلی            جــان عــا لم بــه فــدای تـو عــلی

 

((روضة الواعضین ـ سعید طالبی نیا- ص- 367 ))

«تهیه و تنظیم: عبدالحسین میهن پرست»

پا ورقی.. منتهی الامال، ج اول ص 411 الی 432 (با تلخیص)

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو